بر خلاف تصور خیلیها كه فكر میكنند عشق یكباره پیدا میشود و همیشه میماند و یا حتی بیشتر میشود؛ واقعیت این است كه عشق ممكن است یك لحظه ایجاد شود، اما همانند بذری است و در صورتی باقی میماند و رشد میكند كه در زمین مناسبی جای گیرد، آب و نور كافی به آن برسانیم؛ مرتب آفتكشی كنیم و به آن كود بدهیم و مستمراً به آن رسیدگی نمائیم.
چگونه عشق به مرور كمرنگ میشود یا از بین میرود؟
ادامه مطلب
طبقه بندی: عشق زندگی و خانواده، پندها زندگی،
برچسب ها: دلیل كمرنگ شدن عشق، چرا عشق ما كم می شود، چرا عشق رنگ می بازد، آفت های عشق، چگونه عشق به مرور كمرنگ میشود یا از بین میرود؟، عدم انعطافپذیری، كمالگرایی افراطی، عدم داشتن مهارتهای زندگی، عدم رعایت حریم خانواده و مرزهای زندگی، مشكلات شخصیتی و انتظارت غیر واقع، لذت طلبی و خودكامگی، عدم داشتن مهارتهای ارتباطی، تفاوت عشق و هوس چیست؟،
هیچ وقت به گمان اینكه وقت دارید ننشینید زیرا در عمل خواهید دید كه همیشه وقت كم و كوتاه است. (فرانكلین)
طبقه بندی: پندها زندگی، جملات قصار،
برچسب ها: جملات قصار، جملات بزرگان، پندهای زندگی، جملات قصار بزرگان، جملات قصار فرهنگی، جملات قصار عاطفی، جملات قصار عرفانی، پندهایی از بزرگان،
آدمی ساختهی افكار خویش است فردا همان خواهد شد كه امروز میاندیشیده است. (مترلینگ)
طبقه بندی: جملات قصار، پندها زندگی،
برچسب ها: جملات قصار، موریس مترلینگ، جملات قصار زیبا، جملات قصار فلسفی، جملات قصار عرفانی، جملات قصار عاطفی، جملات بزرگان، پند از بزرگان،
استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد میزنیم؟ چرا
مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند میکنند و سر هم داد
میکشند؟
شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و
خونسردیمان را از دست میدهیم.
استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست میدهیم درست است امّا چرا با
وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد میزنیم؟ آیا نمیتوان با صداى
ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد میزنیم؟
شاگردان هر کدام جوابهایى دادند امّا پاسخهاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.
سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى
هستند، قلبهایشان از یکدیگر فاصله میگیرد. آنها براى این که فاصله را
جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد،
این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند.
سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى میافتد؟
آنها سر هم داد نمیزنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت میکنند. چرا؟
چون قلبهایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلبهاشان بسیار کم است
استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى
میافتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمیزنند و فقط در گوش هم نجوا
میکنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر میشود.
سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بینیاز میشوند و فقط به یکدیگر نگاه
میکنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصلهاى بین قلبهاى آنها باقى
نمانده باشد
با تشکر از دوست بسیار عزیزم، مهندس بهرام شفق که این مطلب را برای من ایمیل نمودند.
طبقه بندی: داستان های کوتاه، عشق زندگی و خانواده، پندها زندگی، جذابیت،
برچسب ها: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد میزنیم؟، چرا مردم هنگام عصبانیت داد میزنند؟، چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد میزنیم؟، هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى میافتد؟، چگونه عاشقان می نوانند با نگاهشان با هم حرف بزنند|؟، نجوای عاشقان، فاصله قلبها، از بین رفتن فاصله قلبها،
طبقه بندی: جملات قصار، پندها زندگی،
برچسب ها: چارلی چاپلین، جملات قصار، پندهای زندگی، پیروزی،
بزرگ فكر كن
كوچك عمل كن
همین حالا شروع كن
(از فرمایشات امام علی)
طبقه بندی: جملات قصار،
برچسب ها: جمله قصار از امام علی، اهمیت شروع كار و به تاخیر ننداختن آن، فرمایشات امام علی،
طبقه بندی: جملات قصار، پندها زندگی،
برچسب ها: جملات قصار، كتاب زندگی، ماجرای زندگی، پندهای زندگی،
ادامه مطلب
طبقه بندی: تیپ، لباس و آرایش،
برچسب ها: مدل جدید لباس عروس 2010، جدیدترین لباس های عروس 2010، مدل 2010 لباس عروس، لباس عروس های توپ 2010، ژست توپ برای عکس عروسی 2010، فیگور جدید برای عکس عروسی 2010، تاپ ترین مدلهای 2010 لباس عروس، تاپترین مدلهای لباس عروس 2010، لبای عروس فانتزی 2010، لباس عروس ورینایس 2010، لباس عروس وری نایس 2010، فسمت 4، پارت 4، قسمت 4، قسمت چهارم،
كوه بلندی بود كه لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. یك روز زلزله ای كوه را به لرزه در آورد و باعث شد كه یكی از تخم ها از دامنه كوه به پایین بلغزد.آن تخم به مزرعه ای رسید كه پر از مرغ و خروس بود.
مرغ و خروس ها می دانستند كه باید از این تخم مراقبت كنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید. یك روز تخم شكست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد . جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نكشید كه جوجه عقاب باور كرد كه چیزی جز یك جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد كه تو بیش از این هستی. تا این كه یك روز كه داشت در مزرعه بازی می كرد متوجه چند عقاب شد كه در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می كردند. عقاب آهی كشید و گفت ای كاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز كنم.
مرغ و خروس ها شروع كردند به خندیدن و گفتند تو خروسی و یك خروس هرگز نمی تواند بپرد اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش كه در آسمان پرواز می كردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد. اما هر موقع كه عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند كه رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم كم كم باور كرد.
بعد از مدتی او دیگر به پرواز فكر نكرد و مانند یك خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت . توهمانی كه می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی كه تو یك عقابی به دنبال رویا هایت برو و به ندانستنیهای اطرافیانت فكر نكن.
طبقه بندی: داستان های کوتاه، روانشناسی موفقیت، پندها زندگی،
برچسب ها: تو همانی كه می اندیشی، رویا، هدف، آرزو، رسیدن به اهداف، زندگی خروسی، زندگی عقابی، خروس هستید یا عقاب، dream، dreaming، wish، best wishs،
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نمایید که بس خفته نماند
آنکس نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
درکشورما وضع چنین است بدانید
آنکس که بداند و بداند که بداند
باید برود غازبه کنجی بچراند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بهتر برود خویش به گوری بتپاند
آنکس که نداند و بداند که نداند
با پارتی و پول خر خویش براند
آنکس که نداند و نداند که نداند
برپست ریاست ابدالدهر بماند
طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: دانستن یا ندانستن، دانستن یا ندانستن در ایران، فرق دانستن یا ندانستن، طنز، شعر طنز جالب، شعر، شعر طنز جالب درباره دانستن یا ندانستن،
تبلیغات 


