روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
ادامه مطلب
طبقه بندی: داستان های کوتاه، پندها زندگی، طنز،
برچسب ها: ملا نصرالدین، ازدواج، هوش، زیبایی، اندام، تیز، تیز هوش، تیزهوش، پند، اندرز، داستان،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 4 آبان 1390 توسط کوروش

