در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آنها در اداره مىشده که بوده است. این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند…
رفته رفته که جمعیت زیاد مىشد هیجان هم بالا مىرفت. همه پیش خود فکر مىکردند: این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مىرفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مىکردند ناگهان خشکشان مىزد و زبانشان بند مىآمد. آینهاى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مىکرد، تصویر خود را مىدید. نوشتهاى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود: تنها یک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جز خود شما. شما تنها کسى هستید که مىتوانید زندگىتان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید بر روى شادىها، تصورات و موفقیت هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید به خودتان کمک کنید…
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدینتان، شریک زندگى یا محل کارتان تغییر مىکند، دستخوش تغییر نمی شود.
زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مىکند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مىباشید.
منبع: خوشبختی
طبقه بندی: داستان های کوتاه، روانشناسی موفقیت، پندها زندگی،
برچسب ها: مانع پیشرفت شما كیست؟، چه كسی مانع پیشرفت من است؟، تنها یک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود، شما تنها کسى هستید که مىتوانید زندگىتان را متحوّل کنید، بر روى شادىها، تصورات و موفقیت هایتان اثر گذار باشید، شما تنها کسى هستید که مىتوانید به خودتان کمک کنید،

